نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 
ashenayee-eshgh
اشنای عشق
 

 

در زلال شب...

 
دوشنبه، 7 دی، 1383

شب؛انچنان زلال؛که می شد ستاره چيد!

دستم به هر ستاره که می خواست می رسيد!

نه از فراز بام ؛

که از پای بوته ها

می شد ترا در اينه هر ستاره ديد!

در بی کران دشت

در نيمه های شب

 جزمن که با خيال تو می گشتم

جز من که در کنار تو؛ می سوختم غريب!

تنها ستاره بود که می سوخت.

تنها نسيم بود که می گشت. 

 
 


 

عشق...

 
جمعه، 29 آبان، 1383

عشق عشق می افريند؛

عشق زندگی می بخشد؛

زندگی رنج به همراه دارد؛

رنج دلشوره به همراه دارد؛

دلشوره جرات می بخشد؛

جرات اعتماد به همراه دارد؛

اعتماد اميد می افريند؛

اميد زندگی می بخشد؛

زندگی عشق می افريند؛

و عشق عشق می افريند.

واز عشق مردن سفری است به سوی خدا.....

 
 


 

اشک.

 
دوشنبه، 18 آبان، 1383

دلتنگی های ادمی را

باد ترانه ای می خواند

رویا هايش را

اسمان پر ستاره ناديده می گيرد

و هر دانه برفی

به اشکی نريخته می ماند. 

 
 


 

بی قرار.

 
سه‌شنبه، 12 آبان، 1383

بی قرارم مثل کبوتر

برای نشستن شاخه ای نيست

از دستانت برايم شاخه ای بساز 

و از چشمانت دانه ای

تا فصل دوم بودنم را

در کنارت ارام بگيرم

تا ابديت موسيقی قلب توست

که ارامم می کند

هميشه در سکوت غرق می شوم

که تا ابديت تو را بشنوم.

 
 


 

هديه.

 
چهارشنبه، 6 آبان، 1383

پيشکش  به انها که زنده بودن را برای زنده ماندن دوست دارند

 
 


 

ستاره.

 
پنجشنبه، 30 مهر، 1383

ای ستاره خسته از اين زندگی

می نشينم چشم در راه تو باز

بهر تسکين دل پر غصه ام

به نوازشهای تو دارم نياز

ای ستاره تشنه مهرو حزين

می نشينم منتظر بيمار و زار

باز ميگويم به تو اندوه دل

بهر اين دل جرعه مهری بيار...

 

 
 


 

مهر....

 
جمعه، 17 مهر، 1383

شما همراه زاده شديدوتا ابد همراه خواهيد بود.

اما در همراهی خود حد فاصل را نگه داريد؛

وبگذاريد بادهای اسمان در ميان شما به رقص در ايند.

به يکديگر مهر بورزيد؛اما از مهر بند نسازيد؛

بگذاريد که مهر دريايی مواجی باشد در ميان دو ساحل روحهای شما.

دل خود را به يکديگر بدهيد؛اما نه برای نگه داری.

زيرا که تنها دست زندگی می تواند دلهايتان را نگه دارد.

 
 


 

شب

 
پنجشنبه، 9 مهر، 1383

شب است و شر شر چشمه ساران بلندتر به گوش می رسد.روان من نيز چشمه ای جوشان است.                                                                                                

شب است و همه عاشقان ترانه سر داده اند و روح من نيز يکی زان ترانه هاست.در من قدرتی پر اشوب است که می خواهد افسار سخن رها کند.و ان شور عشق است و همزبان عاشقان......

ای ستارگان فروزان اسمان؛ای همانند کرمهای ريز شب تاب؛اگر ظلمت بودم؛می توانستم يه شما مبارکباد گويم و از نوری که بر من فرو می ريزيد؛خشنود باشم.اما من از انوارخويش زنده ام و شراره های بر خا سته از خودرا سر می کشم....

شب است و شوق من همچو چشمه ساران بيرون می جهد و می خواهد فاش گويد انچه را که در دل نهفته است.

شب است و چشمه ساران جو شان بلنداوازترند و جان من نيز چشمه ای است زان چشمه های جوشان.

شب است و شيفتگان همگی ترانه سر داده اند و جان من نيز اوازی است زان ترانه ها.  

 
 


 

عاشق...

 
جمعه، 3 مهر، 1383

تنهاست

عاشق است و بی نام

بعد از سالها متوجه می شود که چشمهايی؛

پنهانی او را زير نظر دارند.

عشقی خفته که چندين و چند سال در پی اوست!

 
 


 

وقتی...

 
پنجشنبه، 12 شهریور، 1383

 

وقتی که ديگر نبود

من به بودنش نيازمند شدم.

وقتی که ديگر رفت

من به انتظار امدنش نشستم.

وقتی که ديگر نمی توانست مرا دوست بدارد

من او را دوست داشتم.

وقتی او تمام کرد

من شروع کردم.

وقتی او تمام شد

من اغاز شدم.

و چه سخت است.

تنها متولد شدن

مثل تنها زندگی کردن است؛

مثل تنها مردن است.

 
 

وبلاگ من
 
 
 

: پشتيبانان
 
 

بازديدکنندگان
 

طراح قالب
 

لوگوي وبلاگ
 
 

دوستان


ساحل
ارامش

سوسن کوهی

شکوفه

روز باراانی

مرا بخاطر بسپارید

خیلی تنهام

کلبه عشق

 

 

  RSS 2.0